روز مره

انقدر این روزا سرمون شلوغه فرصت نفس کشیدن هم ندارم تو شرکت ، با این وجود به تنبلی غلبه کردم گفتم بین کارا یه پست فوری بذارم و برم.

امروز ناگهان یه پیام عشقولی ازهمسر دریافت کردم با این مضمون" نفسم چه خوبه که کنارم هستی، دوست دارم " نزدیک بود از تعجب کارم به اورژانس بکشه !! چون همسر اصلن اهل پیامک و این حرفا نیست از ظهر دارم فکر می کنم ینی چی شده که این حرکت رو انجام داده؟؟؟

آخر هفته رو با اون دوتا دوستامون که پسرن و خونه دارن اینجا گذروندیم. خیلی به من خوش  نگذشت ولی بد هم نبود. فرصت شد تا راجع به یه موضوعی که خیلی ناراحتم کرده بود (از اون دوستای دیگه که الان باهاشون نیستیم) صحبت کنم و این حرف زدن خیلی به سبک شدنم کمک کرد.. اون دوستم حرفایی زد که واقعن نیاز داشتم  بشنوم. از اون روز خوشحال ترم و اون آدما رو به راحتی بخشیدم.

تو هفته پیش همسر دو شب متوالی در اعتراض به غذای بدمزه ام  یه حرفایی زد که خیلی روی رابطه مون اثر داشت. همسر کلا کم حرفه و انتقاد یا نظرش رو بروز نمی ده فقط توی خودش دلگیر می شه و بعد هم یادش می رم. اما این بهانه باعث شد دلخوریش سر اومدن مامانش اینا و یه سری رفتار خیلی ریز من که ناراحتش کرده بود رو بگه، شب بعدشم راجع به اینکه زندگیمون به چه سمتی داره می ره و اینها حرف زد و به نظرم اون هم حسابی سبک شد. چون از اون روز خیلی خوش اخلاق تر و مهربون تر شده. از تو حرفاش فهمیدم که چقددددر غذا براش مهمه و  غذای خوب پختن من دقیقن براش به معنی دوست داشتنه اونه :)) دارم تلاش می کنم دستپختم بهتر بشه.

یه روز رفتیم بیرون یه شلوار سبز لجنی از زارا خریدم دیروز هم یکی از این شال بسیار سبک ها کرم رنگ از هفت تیر خریدم بسیار هردوش ساده و باب سلیقه مان است.

راستی پیاز خشک هم خریدیم که واقعن عالیه!! باعث میشه پیاز داغ سریع آماده بشه مزه اش و ظاهرش مثل پیاز معمولیه ، قیمتشم کیلویی 25 تومن که یه کیلوش یه عالمه میشه. من 5 تومن گرفتم یه شیشه زیتون بزرگ پر شد. راضیم ازش.

 

/ 0 نظر / 17 بازدید