طلاق عاطفی

راستش اول که این وبلاگ رو شروع کردم ، همه تلاشم این بود که نیمه پر لیوان رو ببینم و بتونم یه تصویر عاشقانه از زندگیمون حداقل برا خودم درست کنم. اما الان می بینم که نمی تونم به این رفتار تصنعی ادامه بدم.

مدت هاست که من از همسرم طلاق عاطفی گرفتم. نمی دونم که آیا اون متوجه هست یا خودشو به نفهمی زده ، اما به هر حال من دیگه با اون زندگی نمی کنم.

دیشب مادر و برادرش که مسافرت اومدن تهران یهو ساعت 11 شب سر زده اومدن خونمون. من خواب بودم و رختخواب پهن بود. مادرش بجای عذر خواهی می گه " خواب بودی؟ چه وقت خوابه ، برا ما که الان وقت خواب نیست !" خب من سرکار می رم طبیعیه که زود بخوابم.

دعواشده بود بین برادرش و دایی هاش، همو زده بودن و شبونه اینا اومده بودن خونه ما. خلاصه که شب اعصاب خورد کنی بود. تا 3 بیدار بودیم. املت درست کردم و حرص خوردم از رفتارهاشون. از حرفایی که بین اونها و دایی هاشون رد و بدل شده بود  ، از فرهنگ پایینشون ، از اینکه بچه هاشون همه جا رو فضولی کردن، از اینکه بلد نیستن از توالت فرنگی استفاده کنن و حس می کنم همه زندگیم نجس شده، از اینکه همه شون خیلی راحت میرن سر یخچال آدم، از اینکه مادرش لباس زیرشو شسته و یه بار رو جا حوله ای ، یبارم روی شیر گاز توی حال پهن کرده !!!! این دیگه داغونم کرد و نتونستم تحمل کنم ، زیر لبی هرچی از دهنم میومد به همسر گفتم البته اونا خواب بودن .  الانم که من سرکارم و نمی دونم اونا دارن توی خونه ام چکار میکنن...

من از همون اول از ازدواج از خانوادش بدم می اومد، اما مثل احمق ها فقط یم خواستم ازدواج کنم و فکر می کردم خودش فرق میکنه، اما روز بروز بیشتر داره شبیه اونا می شه و نفرت من بیشتر...

هم از طرف مادری وهم از طرف پدری پایین شهری اند ، هیچ وقت فکر نمی کردم مجبور باشم همچین آدم هایی رو تحمل کنم، که از لحظه اول ورود به خونه آدم نفری یه بالش بردارن و وسط حال ولو بشن ، لباس پوشیدنشون انقدر ضایع باشه ، با دهن باز و سر و صدا غذا بخورن ...

وای خدا جون، حتی تصور نمی کنم که بخوام بچه ای رو به دنیا بیارم که این آدم های بی عاطفه و چندش آور اقوامش باشن.

/ 4 نظر / 18 بازدید
سلام بهمن آباد

شاید اون هم طلاق عاطفی داده و شاید های دیگه اما این که فرهنگ خونوادگیشون پایین و به عبارتی بی کلاسن می تونه یه درد باشه به خصوص که شما هم دلسردشدی از آقا و خونوادش طلاق عاطفی هم مراحل داره ببخشید از تخت خواب شروع میشه تا گفتا و نگاه نمی دونم چند وقت از ازدواجتون میگذره ولی اگه بتونی ترمیمش کنی بهتره والا راه گفتگو و بر رسی علل از ملزوماته چون به قو.ل معروف تا کی؟تاکی؟ خونوادشو هیچ خود اقا مهمه پوزش قصد فضولی نبود

سلام بهمن آباد

متولد 68؟واییییییییییییییییی عجله نکن هنوز راه و زمان باقیست ای داد بیداد

زهره

جدیا! منو باش میگفتم خوش به حالش! ولی ناراحت شدم, یه جورایی همش خانمها پایه و ستون رو نگه میدارن ... متأسفم واقعا! نمیدونم چی بهت بگم

درکت میکنم با تموم وجودم . من هم هستم یکی مثل تو .